
با رسیدن پسرم به سن ۱۳ سالگی، به سالهای گذشته فکر میکنم. کسانی که در سفر ما شریک بودهاند، میدانند که مسیر ما هیچگاه معمولی نبوده است. شادیها و چالشهای ما از خیلی جهات متفاوت و در عین حال شبیه به هم بودهاند. سالهای گذشته درسهایی در ، پذیرفتن و پایداری به من آموخته است و این فقط ابتدای مسیر است.
در اینجا به چند نکته مهم که یاد گرفتهام اشاره میکنم:
بسیاری از والدین میگویند باید آرامتر پیش برویم، چون تربیت فرزندان ویژه یک ماراتن است. این نصیحت خوبی است اما گاهی اوقات باید در این ماراتن، به سرعت بدوید و سپس استراحت کنید. برخی چالشها تمام انرژی عاطفی و جسمی شما را میگیرد. اما در نهایت، نتایج این تلاشها ارزشمند است.
تربیت یک فرد با اوتیسم آسان نیست و روزهایی وجود خواهد داشت که خواهان تسلیم شدن هستید. این سفر خستهکننده است، اما باید ادامه دهید. پیروزیهای کوچک و بزرگ در این مسیر باعث میشوند تا روزهای بد ناچیز به نظر برسند.
با وجود اینکه این یک ماراتن است، باید بر روی امروز تمرکز کنید. به چالشها به صورت جزئی نگاه کنید و بر روی قدمهای کوچک تمرکز کنید. این کار فشار را کاهش میدهد.
سالهای گذشته بسیار تقاضا برانگیز بودهاند. نیاز است که گاهی به خودتان توجه کنید تا بتوانید به فرزندتان نیز بهتر خدمت کنید. لحظات کوچکی برای استراحت و بازسازی انرژیتان ضروری هستند.
وقتی دیگران شما را قضاوت میکنند، ببخشید. رشد درک و بخشش به شما کمک میکند تا با بهتر شدن وضعیت زندگیتان کنار بیایید. شما انسان هستید و گاهی نیاز به درک و بخشش نسبت به خودتان دارید.
گاهی من تصوری از ناتوانیهای پسرم داشتم که بعداً غلط از آب درآمد. او تواناییهای شگفتانگیزی دارد که به من یادآوری میکند باید به تواناییهای او اعتماد کرد.
زمانی فکر میکردم که میتوانم اوتیسم را منفک از پسرم بپذیرم اما اکنون میدانم در حقیقت باید هر دو را بپذیرم. پذیرش اوتیسم به من کمک میکند تا بهتر با او ارتباط برقرار کنم.
این نکات فقط خلاصهای از تجربیات من در این سفر است. در سالهای آینده، با چالشها و مهارتهای جدیدی روبهرو خواهم شد. اگرچه شرایط متفاوت خواهد بود، زیبایی و جادوی این سفر برای ما ادامه خواهد داشت.
برگرفته از سایت (autism speak)
مترجم الهه قاسمی