
چنانچه در مورد روند رشد فرزندتان (دختر یا پسر) نگرانیهایی دارید، باید بر ملاقات با یک متخصص اطفال رشدی یا متخصص مغز و اعصاب پافشاری کنید. نکته اساسی این است: زمان را به تأخیر نیندازید. درنگ کردن، تغییری در اصل تشخیص ایجاد نمیکند، اما اقدام زودهنگام میتواند بر پیامدهای بعدی (نتیجه نهایی) تأثیر بگذارد.
روایتی از مادری که خود دو پسر مبتلا به اختلال طیف اتیسم دارد:.
زمانی که پسر بزرگترم نوزاد بود، به ندرت میخوابید و اگر هم میخوابید، مدت زمان خوابش بسیار کوتاه بود؛ما دوران سختی را با شیردهی سپری کردیم؛با وجود اینکه دورههایی وجود داشت که او لبخند میزد، میخندید و در چشمان ما خیره میشد، اما زمانهای بسیار بیشتری بود که بدخلق و بیقرار بود و ما احساس میکردیم نمیتوانیم با او ارتباط برقرار کنیم.
در شش ماهگی، او شروع کرد به چرخاندن چرخشی هر چیزی که در اطرافش میدید. تمام این نگرانیها را با متخصص اطفال در میان گذاشتم، اما به من گفته شد که او در حال رسیدن به نقاط عطف رشدی خود است و نباید نگران باشم.
وقتی میزان لالایی گفتن او به اندازهای که انتظار داشتم نبود، به من گفتند که احتمالاً از الگوی پدرش پیروی میکند؛ پسری که سالها صحبت نکرد و سپس در سه سالگی با جملات کامل ارتباط برقرار کرد؛ ولی حس درونی من میگفت که او متفاوت است، اما پزشک اظهار داشت که اینطور نیست.
این وضعیت ادامه داشت تا روزی که برای گرفتن نسخه دارو برای بیماری رفلاکس، وقتی پسرم هفده ماهه بود، به مطب مراجعه کردیم و در کمال ناباوری، با مجموعهای مقاله که کلمه «اتیسم» در عنوان آنها بود و یک ارجاع برای پیگیریهای تخصصیتر از آنجا خارج شدیم؛ به طوری که عملاً ما را از آنجا بیرون راندند.
این ماجرا در سال ۲۰۲۳، تقریباً بیست سال بعد از آن زمان اتفاق افتاد. توصیه من این است:
اگر هرگونه نگرانی در مورد رشد فرزندتان (پسر یا دختر) دارید، اصرار کنید که کمک تخصصی دریافت کنید. هرگونه وقت ملاقاتی که میتوانید برای دریافت راهنمایی بگیرید، حتی اگر ماهها طول بکشد، باید رزرو شود. همین حالا تماس بگیرید.
در این فاصله، به دنبال کمکهای حمایتی موجود باشید و فرآیند را شروع کنید. اگر فرزندتان نزدیک به سه سالگی است، مراحل لازم را آغاز کنید. هر تلاشی زمانبر است.
نکتهای که میخواهم به آن برسم این است: منتظر نمانید. انتظار کشیدن، تشخیص را تغییر نمیدهد. اما تعلل نکردن میتواند نتیجه نهایی را دگرگون سازد.
«تشخیص اتیسم این پسر در هجده ماهگی ثبت شد، که در سال ۲۰۰۴ یک تشخیص بسیار زودهنگام بود. ظرف یک ماه، او هفتهای سی و پنج ساعت تحت آموزش قرار گرفت و دو درمانگر دیگر پنج ساعت آموزش تکمیلی ارائه دادند. خدمات حمایتی دولتی محدود بود و شامل چند ساعت کاردرمانی و گفتاردرمانی در ماه میشد. مادر او دارای سابقه معلمی بود و با وجود تجربه محدود در زمینه اتیسم، توانست مفاهیم را به سرعت فرا بگیرد.
به نظر میرسد تشخیص زودهنگام و درمان آغازین تأثیرگذار بوده است. این روند به پسر آموخت که چگونه یاد بگیرد. هشت ماه پس از آن زمان، او در سن کمی بیش از سه سالگی وارد مقطع پیشدبستانی شد و عملکرد موفقی داشت. این امر با آموزشهای اولیه ارتباط داشت.
او محیط مدرسه را مثبت ارزیابی میکند. او در سه مرکز آموزشی حضور داشته و بنا بر گزارشها، از همه آنها رضایت داشته است. او اکنون میتواند با استفاده از یک وسیله الکترونیکی ارتباط کلامی خود را برای ابراز نیازها و خواستهها برقرار کند. سطح خواندن او معادل یک دانشآموز کلاس اول است. او قادر به تایپ کردن برای جستجو در رایانه است وافزایش لبخند مشاهده شده است.به طور عینی، تشخیص زودهنگام در پیشبرد زندگی او نقش مهمی ایفا کرده است.
در صورت وجود نگرانی در مورد رشد کودک، پیگیری ضروری است. در صورت تردید متخصص اطفال، باید اصرار ورزید.
اگر این موضوع مربوط به بستگان یا همسایگان است، اطلاعرسانی لازم است. لزومی ندارد که صراحتاً کلمه «اتیسم» ذکر شود؛ صرفاً نگرانی خود را به والدین منتقل کنند؛نباید تعلل کرد.تأخیر در پیگیری، تشخیص را تغییر نمیدهد. اما میتواند پیامد زندگی کودک را متحول سازد.»
برگرفته از سایت (autism speak)
مترجم الهه قاسمی