
در دنیای پرشتاب امروز، توجه عمومی به طیف اتیسم (ASD) رو به افزایش است، و این افزایش به شکل چشمگیری در میان زنان آشکار شده است. بسیاری از زنان، به دلیل تفاوتهای ساختاری در شیوهی بیان و تعامل، سالها بدون تشخیص باقی میمانند. راز اصلی این پنهانکاری در مفهومی به نام «ماسکینگ» یا استتار نهفته است؛ تلاشی مستمر و اغلب ناخودآگاه برای تقلید و انطباق با هنجارهای اجتماعی رایج. این رفتار، که نوعی سازوکار دفاعی در برابر چالشهای تعامل روزمره است، به زنان اجازه میدهد تا در محیط کار و اجتماع حضور یابند، اما به بهایی گزاف.
این عملکرد دائمی، فشاری مداوم بر نظام سلامت درونی فرد تحمیل میکند. فرد ناگزیر است انرژی بسیاری را صرف کنترل واکنشهای طبیعی خود نماید. این تلاش شدید برای «عادی به نظر رسیدن» میتواند به فرسودگی جسمی و روانی عمیق منجر شود؛ حالتی که در آن خستگی مفرط، ناتوانی در حفظ تمرکز، و اختلالات خواب به شکلی مزمن بروز مییابند. این استرس پنهان، میتواند زمینهساز مشکلات جدیتری در سلامت بلندمدت فرد گردد.
نگاهی دقیق نشان میدهد که این وضعیت، نتیجهی یک انتخاب آگاهانه نیست، بلکه واکنشی غریزی به محیط است. همانگونه که «کاسیا اِکِلُف» اشاره میکند، تا زمانی که فرد اجازه ندهد خودِ واقعیاش نمایان شود، آسودگی درونی حاصل نخواهد شد. این پنهانکاری، رهایی از اضطراب را به تأخیر میاندازد و فرسودگی را به یک عادت بدل میسازد.
برای مقابله با این وضعیت و دستیابی به آرامش، میتوان چهار گام عملی و ساده را در زندگی روزمره به کار بست:
۱. شناسایی کانونهای تنش: اختصاص زمانی برای نوشتن وقایعی که بیشترین فشار را به همراه داشتهاند. این کار به ما کمک میکند تا بفهمیم دقیقاً چه چیزی ما را خسته میکند.
۲. همدلی جمعی: جستجو و مطالعهی تجربیات دیگرانی که مشابه این شرایط را پشت سر گذاشتهاند. دانستن اینکه تنها نیستیم، خود یک درمان است.
۳. توقفهای آگاهانه: جایگزینی فعالیتهای استرسزا با سرگرمیهایی که تمام توجه ما را به خود جلب کنند؛ مانند گوش سپردن به یک قطعه موسیقی مورد علاقه یا قدم زدن در طبیعت.
۴. سهمی برای سکون: تعهد به اختصاص دادن هر روز، دراز کشیدن برای دقایقی کوتاه، به استراحت کامل و بدون هدف. این زمان، هدیهای است که باید به خود بدهیم تا انرژیهای از دست رفته بازگردند
در پرتو این بررسی، روشن است که پدیدهی «ماسکینگ» در زنان اتیستیک، یک کنش انطباقی پرهزینه است که فرسودگی مزمن را به ارمغان میآورد. بنابراین، بازیابی سلامت پایدار مستلزم رهاسازی تدریجی این نقاب و اولویت دادن به استراحت و خودپذیری از طریق راهکارهای عملی روزمره است. این تغییر رویکرد، نه یک امتیاز، بلکه یک ضرورت برای حفظ زیستپذیری روان و جسم محسوب میشود.
برگرفته از سایت (autism speak)
مترجم الهه قاسمی